جمعه هفتم آبان 1389
قهوه خانه های پشند
خلاصه:
به طور کلی قهوه خانه محلی است که افراد برای نوشیدن چای، قهوه، کشیدن قلیان و صرف غذا به آنجا می آمدند. اما قهوه خانه از این بابت اهمیت خاصی پیدا می کرد که افراد (مردان)، از اقشار مختلف اغلب در هنگام عصر پس از کار روزانه آنجا جمع می شدند و بحث های روزمره را مطرح می کردند و علاوه بر ارتباط تمامی افراد و حل مشکلات آنها، محلی برای استراحت و کانونی فرهنگی محسوب می شد.

مقدمه:
قهوه خانه را می توان در روستا به دو صورت دسته بندی کرد، الف- از دید محل و ب- از دید صاحب قهوه خانه یا قهوه چی. در کار حاضر آز آنجا که اطلاعات هنوز کامل نشده اند، ترکیبی از این دو عامل به عنوان شناسه ی قهوه خانه معرفی شده است. پس از معرفی قهوه خانه ها، در پایان مروری بر فعالیت هایی که در یک قهوه خانه انجام می شده، صورت گرفته است.
قهوه خانه ها:
ü قهوه خانه ی رستم:
موقعیت: بین پل فلزی فعلی و چو چشمه[1]، نبش باغ نوروز
حدود پنجاه سال پیش برپا شده و تا حدود سی سال پیش برقرار بوده است. در این تاریخ بر اثر سیل تخریب شده و قهوه چی آن، رستم، در قهوه خانه ی یاور به کار ادامه می دهد.
این قهوه خانه در کنار محلی که با عنوان "سنگر" معروف بوده، قرار داشته است. منظور از سنگر پایگاه بوده است، که در واقع در این محل (سنگر)، ایستگاه مینی بوس، و محل توزیع شیر نیز قرار داشته است. کمی بالاتر، در کنار "چو چشمه" پاتوق جوانان یوده است. بنابراین این قهوه خانه دارای اهمیت استراتژیک بوده است.
ü قهوه خانه ی آسیاب جوی[2]:
موقعیت: کنار آسیاب جوی، رو به رودخانه[3]
تاریخ فعالیت: حدود پنجاه سال پیش
این قهوه خانه یک قهوه خانه ی تابستان[4]ی یا ییلاقی به حساب می آمده که توسط "کدخدا"رجب اداره می شده است.
ü قهوه خانه ی راسته کوچه[5]:
موقعیت: در تقاطع راسته کوچه و کوچه ی طالقانی[7]
این قهوه خانه نیز از لحاظ موقعیت زمانی در همان زمان قهوه خانه ی آسیاب جوی فعال بوده و توسط کدخدا رجب اداره می شده است، اما از آنجا که موقعیت آن داخل ده بوده، قهوه خانه ی زمستانی محسوب می شده است.
ü قهوه خانه ی یاور:
موقعیت: روبروی مدرسه ی "انگرماله[8]" در محل پاساژ (که تا حدود 2 سال پیش محل پاساژ برقرار بود.)
این قهوه خانه پر رونق ترین قهوه خانه ی پشند بوده که متعلق به یاور نصرتی بودهاست، دست حسین قهوه چی (حسین درویش) بوده که بعدها و پس از تخریب قهوهخانه ی رستم، رستم ایمانقلی به عنوان قهوه چی در آنجا مشغول شد.
ü دیگر قهوه خانه ها:
· سنگر بالا
· بالا محل[9] هم یک قهوه خانه بود که توسط وجی[10] اداره می شد.
· نزدیک به مغازه ی اوستا رمضان هم یک قهوه خانه بود که توسط حسین قهوه چی اداره می شد.
فعالیت هایی که در قهوه خانه انجام می شد:
قهوه خانه محلی برای استراحت ذهنی و دیدار دوستان بوده افراد (در واقع مردان)، آنجا جمع می شدند، قلیان می کشیدند و چای می خوردند. از آنجا که پشند روستای گذری نبود و در قهوهخانه ها اغلب اهالی جمع می شدند، غذاهای مفصل داده نمی شد و غذا معمولاً محدود به یک نیم رو[11] می شد.
در قهوه خانه ورق بازی هم می کردند. پیرمردها تریاک هم می کشیدند (که اغلب جدای از بقیه و در گوشه ای به تریاک کشیدن می پرداختند). در قهوه خانه افراد مختلف اعم از کشاورز، گله دار، مالک، رعیت، میرآب[12] و کدخدا نیز بودند که برخی امور اجتماعی اهالی، نظیر قرعه کشی توزیع آب[13] و اختلافات بین مردم رفع رجوع می شد.
در قهوه خانه شاهنامه خوانی بسیار رواج داشته و افرادی (مثل حسین علی) که صدایی رسا داشتند و داستان ها را حفظ بودند، با آب و تاب داستان ها را روایت می کردند. البته شایان ذکر است که شاهنامه خوانی مثل خواندن کتاب های دیگر از جمله امیر ارسلان رومی، شیرویه ی نامدار و جوهری در شب نشینی[14]ها و شب چره[15]ها هم مرسوم بوده است.
پژوهشگر: احمد بهمنی
مصاحبه شوندگان: کاظم بهمنی، عالم تاج انوشه پور
اصلاح اول
تاریخ نگارش:87/2/31
[1] Chu cheshma
[2] Asteo Ju
[3] Rukhkha`ne
[4] Tevesta:n
[5] Ra`ste kucho
[6] Seyfal
[7] نام قدیم کوچه برای پژوهشگر مشخص نشده است.
[8] Angar ma`le
[9] Juar ma`le
[10] Veji
[11] رِشِدی reshedi
[12] میراِو mireo
[13] پِشک Peshk
[14] Sheo neshin
[15] Sheo chare
یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
معرفی کتاب "گنج نامه ي ولايت بيه پيش"
البته من هنوز این کتاب را نخوانده ام، ولی موضوعات آن به خصوص در باب آیین های کهن منطقه جالب به نظر می رسد.
اطلاعات زیر را عزیز طالقانی (از دوستان اینترنتی) به ما داده است. با توجه به قرابت زیاد فرهنگی بین منطقه ما، طالقان و مناطق این حوزه جغرافیایی، به نظرم خواندن این کتاب می تواند مفید باشد. در ادامه متنی را که جناب عزیز طالقانی برای ما به صورت نظر ثبت کرده است آورده ام، حتما به وبلاگشون هم یه سری بزنید، مطالب جالبی دارد.
دومين دفتر از "گنج نامه ي ولايت بيه پيش" منتشر شد. اين دفتر، گزارش علي بالائي لنگرودي است از فرهنگ مردم گيلان خاوري، مازندران باختري، طالقان و الموت.
مقالات كتاب عبارتند از: 1- آئين هاي پيش آريائي 2- ديوپرستي 3- مهرپرستي 4- درآمدي بر گاهشماري 5- همانندهاي هندي تيرماسينزه 6- علم واچيني و آئين هاي تحويل سال 7- يادمان دره ي پادشاهان در كوهستان البرز
دفتر نخست اين كتاب كه در سال 1380 به چاپ رسيده، همينك ناياب بوده ولي دفتر دوم، مستقل از دفتر نخست است.
مراكز فروش تهران:
1- كتابفروشي طهوري؛ روبروي در جنوبي دانشگاه تهران
2- كتابفروشي توس؛ خيابان دانشگاه؛ پلاك يك
3- بنياد نيشابور؛ روبروي در شمالي دانشگاه تهران
4- كتابفروشي اختران؛ ميدان انقلاب؛ بازارچه كتاب
مراكز فروش شهرستان:
كتابفروشي هاي معتبر رشت، لاهيجان، لنگرود ، رودسر، رامسر و تنكابن
توضيحات بيشتر، تصوير جلد كتاب ها و لينك ها در goldencross.blogfa.com
چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تندور- Tendur
به نام خداوند جان آفرین
موضوع : چگونگی ساخت تنور در پشند
در یک آدینه ی بهاری زمانی که خانوادگی دورهم گرد آمده بودیم و از گذشته ها می گفتیم . تا اینکه رسیدیم به داستان من و مامان در مورد ساخت تنور در باغ آقا جان وننه (خداوند هر دو را بیامرزد ) احمد از من خواست که آن را بنویسم .
داستان از آنجا آغاز شد که در یک روز تابستان در باغ بودیم که ننه گفت که می خواهد یک تنور در باغ درست کند چون رفتن به ده و تهیه نان گاهی یک روز وقت می گیرد . ننه به عنوان مدیر و سایرین (من ؛ مامان ؛ دایی مسعود ؛ آرش و رضا ) به عنوان گروه اجرایی کاررا شروع کردیم . روش کار به این گونه بود که خاک رس الک شده و نرم را با آب مخلوط می کردند و در حین عمل آوردن گل، بوزومبو که همان پشم بز است را به آن اضافه می کردند و لگد می زدند تا عمل آید . بوزوم بو به عنوان الیاف مانع از ترک خوردن در هنگام خشک شدن و نیز باعث افزایش استحکام در جهت های مختلف می شود. سپس یک سطح را کاملاً مسطح کرده و گل را لوله می کردند و روی هم می چیدند( شکل 1 ).
شکل 1
از آنجا که گل نرم است و بر اثر سنگین شدن له شده و فرو می ریزد یک مرحله نمی توان همه را روی هم چید و این کار چندین روز طول می کشید. پس از چیده شدن چند لایهی نخست محل لوکوبر را در می آوردند (" لوکوبر" : سوراخی در زیر تنور است ( شکل 2) .
پشت تنور را پِهِن گاو تازه می مالیدند که مانع از قرار گرفتن ناگهانی گِل در مجاورت هوا و خشک شدن سریع آن و جلو گیری از ترک برداشتن آن می شود . سپس یک نفر درون تنور می رفت و با یک سنگ کاملاً صاف رویهی درونی را صیقلی می کرد(شکل 2) و دایماً به سطح آن روغن و آب و پِندیرِکیک(همان پنیرک) می زد. این فرایند طولانی برای چند روز ادامه داشت چراکه این کار مانع از ترک برداشتن می شود و از آنجاییکه سطح بر اثر مالش زیاد مستحکم می شود در هنگام داغ شدن و چسبیدن نان در طولانی مدت به سادگی جدا نمی شود و عمر تنور بالا می رود و در عین حال جدا کردن نان پخته شده نیز آسانتر میشود .
شکل 2
پس از تمام شدن کار و خشک شدن تنور آن را به محل مورد نظر منتقل می کردند که معمولاً آن را تِندورستان(= تنورستان) می نامیدند . در تندورستان ابتدا یک چاله به عمقی معادل ارتفاع تنور می کندند و کانالی به اندازهی لوکوبر ایجاد می کردند که تا سطح زمین ادامه پیدا میکرد و جریان هوا را برقرار می کرد . بعد از آن تنور را داخل چاله قرار داده و دور آن را بعنوان عایق حرارتی با پهن گاو و یا الاغ پر می کردند . پس از آن دور تا دور آن را گل ریخته و سطح را با ماله صاف می کردند و سپس طی چند نوبت داخل آن آتش روشن می کردند تا مانند سفالینه ها پخته شده و آماده کار شود.
نويسنده: محمد بهمني
شنبه بیست و نهم اسفند 1388
نوروزي خواني
نوروزي خواني سنتي است كه ريشه در فرهنگ ايراني دارد و در ميان تمام فارسي زبانان رواج داشته و به ويژه
در دامنه هاي شمالي و جنوبي البرز هميشه استوار نوروزي خوانان مژده رسيدن بهار را با خود مي آورده اند. البته در ميان ديگر ايرانيان غير فارسي زبان هم سنت هاي مشابهي ديده ميشود كه نشان از ارزش اين روزها در نزد ايرانيان دارد.

در روستاي پشند هم اين سنت ديرين تا چندي پيش برپا بوده و هر سال با نزديك شدن به نوروز نغمه هاي آن در خاطر ميانسالان روستا جان دوباره ميگيرد.
بخشي از يك نوروزي خواني در ادامه آورده شده است:
نوروز و نوسال آمده
اين سال نو باز آمده
گل در گلستان آمده
اين سال نو باز آمده
نوروزي خوانان روستاي فشند، فشندي نبوده و از روستاهاي ديگر و معمولا از اهالي طالقان بودند. نوروزي خواني براي آنها حرفه اي شده و از اين راه درآمدي هم داشتند و از اينرو در اشعار خود مردمان را به بخشش و عيدي بيشتر هم سفارش مي كردند.
اي كربلايي با خدا
دست تو كن جيفي ميان
در بيار صدتا قران
تي كركاني* كين درد نكنه
گت گت تخمان بكنه (گت گت مرغانه كنه)
* كرك (Kork / Korg) = مرغ
اي پير زن فس فسي
چراغ رو بردي زير كرسي
از سور و سنجد مي ترسي
از فشندي هاي گرامي كه اين مطلب رو مي خوانند، خواهشمندم كه اگر به نوروزي خواني هاي ديگر فشندي دسترسي دارند و يا نسخه ديگري از نمونه بالا را دارند با ما درميان گذارند تا از نتيجه اين همكاري، نوشتاري ارزشمند بدست آيد.
ديگر دوستان همو از مراسم مشابه در ديار خود براي ما بگويند و بگذارند اين برخورد فرهنگ ها و سنت ها به آنها جان دوباره دهد.
سرسبزترين بهار تقديم تو باد..................آواز خوش هزار تقديم تو باد
بگذار غم و كينه در اين سال كهن جا ماند............... آرامش و شادي و قرار تقديم تو باد
جمعه نهم بهمن 1388
چهار چهار، باز هم از گاهشمارهای سنتی پشند

در گاهشناسی های بومی رازهایی
نهفته است که همواره ذهن کسانی را که تازه با این فرهنگ ها آشنا می شوند،
متحیر می کند. از جمله این مسای ایام چهار چهار است. بعد از ویرایش مطلب
چهل روز بهد عید سلطانی بر آن شدم که این مطلب را در این فصل سرما که به
قول بعضی تازه زمستانش شروع شده بنویسم، تا ببینیم که سرما در نیمه اول
بهمن ماه مساله غریبی در ذهن مردمان این منطقه نبوده.
پشندی ها معتقدند، که زمستان دارای دو چله می باشد، که اولی با نام چله بزرگه از اول دی ماه تا دهم بهمن و دومی از ده بهمن تا انتهای آن ماه به طول می کشد، که دومی را چله کوچیکه مینامند. می گویند که این دو چله دو برادرند، که اولی با سرمایی نه چندان دشوار زمستانی را می آورد و زمینها را برف پوش می کند، اما برادر کوچک که از چهار روز مانده به اتمام چله بزرگه پیدا می شود، از ناتوانی برادر بزرگ گله می کند، و می گوید که تو نمیتوانی که سرما راه بندازی، و من اگر بیایم، کاری می کنم که بچه در گهواره و پیرزن زیر پتو از سرما یخ ببندند. سر همین ماجرا دعوایی بین برادر بزرگ و کوچک در می گیرد، که حاصل آن سرمایی شدید در 4 روز پیش و 4 روز بعد از دهم بهمن است که به چهار چهار معروف است. برادر بزرگ پس از این نزاع هر ساله، در هنگام رفتن، به برادر کوچک می گوید هر کاری کند، پشتت بهار است و جای تو را خواهد گرفت، و بدین ترتیب دوره چله کوچیکه شروع می شود. گفتنی است که، پشندی ها اسفند را از نظر شرایط آب و هوایی جز بهار می دانند و معتقدند ، که در آن موقع درختان زنده شده و هوا گرمتر می شود. از جمله زمان های دیگری که در این گاه شماری در زمستان استفاده می شود موارد زیر می باشد: نفس دزدی: در این روز می گویند اولین نشانه گرمای زمین نشان داده می شود، که روز 35 ام زمستان یا یک روز پیش از چهار چهار است. نفس آشکار: در این روزنشانه های بیشتری از گرمای زمین نشان داده می شود، و دیگر برف روی زمین ماندگار نخواهد شد، اگر هم برف بنشیند بعد از چند روز آب خواهد شد. افتِو بوهوت: در هنگام اسفند ماه نیز گاه هایی از نظرآب و هوایی مانند افتو بوهوت وجود دارد. افتو بوهوت در نیمه دوم اسفند اتفاق می افتد که در آن خورشید مدام پشت ابر رفته و بیرون می آید.
